تبليغاتX
ღ♥ღ دو حلقه ღ♥ღ - 4 قطعه ادبی

ღ♥ღ دو حلقه ღ♥ღ

اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش ღ♥ღ ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

 

 تو کدامین بنده ای ...

http://www.elnile3.com/up/uploads/bf63adaa8c.jpg

غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گذاري که ديگران نگذارده اند؟

 

 

   بپرسید ؟؟؟؟

دلتنگی ام را از غزل این یار دیرینم بپرسید ازهمسپار لحظه های تلخ و شیرینم بپرسید این خنده های بی خودی را بر لبم جدی نگیرید حال مرا از واژه های شعر غمگینم بپرسید من خود نمیدانم شما درد مگوی سالها را از او که عاجز مانده در یک لحظه تسکینم بپرسید من زنده ام اما خود این نادیده را باور ندارم از هر که این نا باوری را کرده تلقینم بپرسید باور ندارم از خود این تسلیم بی چون و چرا را از زندگی از هر چه میخواند به تمکینم بپرسید

 

 
رفت ؟؟؟؟

آمد اما بي صدا خنديد و رفت ... لحظه اي در كلبه ام تابيد و رفت ... آمد از خاك زمين اما چه زود ... دامن از خاك زمين برچيد و رفت ... ديده از چشمان من پنهان نمود ... از نگاهم رازها فهميد و رفت ... گفتم اينجا روزني از عشق نيست ... پيكرش از حرف من لرزيد و رفت ... گفتم از چشمت بيفشان قطره اي ... ناگهان چون چشمه اي جوشيد و رفت... گفتمش من را مبر از خاطرت ... خاطراتش را به من بخشيد و رفت....

 

 

دیروز ...

 ديروز...
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ...
و اما امروز...
باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها...مي چکد بر فرش خانه...باز مي آيد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک...که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:46 توسط نیماگروه |